English

سينماي ملوك‌الطوايفي ايران

 همكاران دست اندركار سينمائي حتما شما هم چون من نام ايران را بر در بعضي نهادهاي دولتي و خصوصي بسيار ديده ايد.  استفاده از اين نام به اين معناست كه در آن نهاد كاري كه صورت مي گيرد مرتبط با كل جامعه ايراني و به يك تعبير مرتبط با منافع ملي است. در سينماي كشور ما هم از واژه سينماي ايران بسيار استفاده شده است و هنوز هم مي شود  اما  در زير اين نام پر طمطراق آيا موضوعي كه دنبال مي شود به راستي سينماي ايران است؟

تا جائي كه من اطلاع دارم سينماي هر كشور عبارت است از (1 ) سينماي  داستا ني( F fiction Film  ) - (2) سينماي مستند ( Documentary Film ) -  (3) سينماي انيميشن  - و (4 ) فيلم كوتاه ( Short Film ) كه هر يك مناسبات سرمايه گذاري، توليد و بازار مخصوص به خود را دارند. با اين تعريف به جستجوي سينماي ايران مي پردازم

 از پس از انقلاب تا امروز يعني از حدود بيست سال پيش تا كنون  دولت بخشي از سرمايه ملي را به عنوان كمك به سينماي ايران پرداخت كرده است و مديريت دولتي هم آن را به همين عنوان خرج كرده است. رقم اين هزينه ها هيچ گاه اعلام نشده است. اما در دفترچه سياستها و روش هاي اجرائي معاونت سينمائي وزارت ارشاد  يك بار آمده است كه متوسط هزينه براي تهيه و تكثير يك فيلم بر اساس نرخ تجاري  ارز بالغ بر 29/36 ميليون تومان و بر اساس نرخ رسمي ارز بالغ بر 54/14  ميليون تومان (است ) كه  دولت بر اساس سياست هاي حمايتي اين اقلام را با نرخ يارانه اي به ارزش متوسط 5/7  ميليون تومان در اختيار تهيه كنندگان قرار مي دهد با احتساب توليد 70 فيلم در سال جمع اين يارانه ها به 80/492 تا 3/2015 ميليون تومان بالغ مي شود(1). با فرض هاي دفترچه مذكور اين كمك در طول بيست سال به رقم حدودي بين  220  تا 360  ميليارد ريال  مي رسد.

اما چون به جستجوي سينماي ايران در سياست نامه هاي وزارت ارشاد كه پخش كننده اين كمك ها  بوده است بپردازيم معلوم مي شود مديريت سينمائي وزارت ارشاد به عنوان متولي سينماي ايران اين ارقام را  فقط براي توليد فيلم سينمائي (داستاني بلند) خرج كرده است .حال  ببينيم هزينه كردن تمامي سهم سينماي ايران فقط در يك شاخه سينمائي چه به بار آورده است.

 وقتي مسيراين كمك هاي بلاعوض  را تعقيب كنيم مي بينيم كمك ها به صورت موادخام صدا و تصوير، تجهيزات فيلمسازي و خدمات لابراتواري(2) با قيمت سوبسيدي همه در  نهايت به فيلم داستاني  تيديل شده و به مالكيت تهيه كننده در آمده است .

پرداخت سوبسيد عام به سينماي داستاني چنان دست و دلبازانه است كه حتي آثار داستاني كه در توليدشان  از تمامي عناصر تجاري چون  فيلمنامه اكشن و هنرپيشه پول ساز وعوامل تجاري ديگر  استفاده مي كنند هم  بي كم كاست از سوبسيد بهره مي برند. توجه داشته باشيم كه افزون بر كمك هاي بلاعوض (سوبسيد) وام ها هم فقط در اختيار تهيه كنندگان اين شاخه سينمائي قرار مي گيرد.

از سوي ديگر دولت براي حمايت از سينماي ايران  ورود فيلم خارجي را ممنوع كرده  و بازار داخلي را بدون رقيب خارجي دراختيار تهيه كنندگان داستاني قرار داده است. اين بازار از رقيب داخلي هم كاملا خالي بود چون سوء مديريت وزارت ارشاد و سوء مديريت  تلويزيون از رشد سينماي مستند، فيلم كوتاه و سينماي انيميشن جلوگيري  كرده بود و اين سه شاخه محصول چنداني براي عرضه نداشتند و اگر داشتند هم مديريت دولتي تلويزيون و رسانه هاي تصويري ( بازار ويدئوي داخلي)  در ادامه همان شيوه از مديريت، بازار خوبي براي محصولات آنان  نبودند. بدين ترتيب  بازار داخلي در انحصار تقريبا مطلق سينماي داستاني بود تا در آن يكه و تنها  از تمام مواهب اين انحصار سود برد. از طرف ديگر در سينماي داستاني گروه بزرگي چون  كارگردان، فيلمنامه نويس، فيلمبردار، تدوينگر، طراح صحنه،  آهنگساز، مديران توليد، منشيان، دستياران و نيرو هاي ديگر وجود دارند كه براي ساختن فيلم از تهيه كننده دستمزد مي گيرند. اين نيرو كه به آن كارگزار مي توان گفت در مقابل كاري كه در عرصه سينما انجام مي دهد از حداقل خدمات تامين اجتماعي از قبيل بيمه خدمات درماني(3 )، بيمه بيكاري، بيمه بازنشستگي و از حق مولف ( براي صنوف ذيربط )بي بهره است. تزريق سوبسيد و كمك دولتي بي شك سبب رونق توليد فيلم داستاني بلند و ايجاد اشتغال مي شود اما چون قيمت تمام شده فيلم را پائين مي آورد دستمزد ها را كاهش مي دهد كه به زيان كارگزار است ضمن آنكه  با گذشت زمان و افزايش نرخ تورم شرايط اقتصادي زيست ( بدون بيمه ها و بازنشستگي) براي كارگزار سخت تر مي شود در حالي كه همين نرخ تورم قيمت  بهره برداري از فيلم را ـ گرچه سال ها پيش ساخته شده است بالا مي برد كه به نفع تهيه كننده است.

در مناسباتي كه هر اندازه وضعيت  تهيه كننده روبه رشد برود وضعيت نيروي كارگزار رو به قهقرا است براي استفاده از مواهب تهيه كنندگي، كارگزارها  به تهيه كنندگي روي مي آورند. اين يكي از عللي است كه  سينماي داستاني مملو از كارگزاران دو وجهي شده است  كه يك وجه آن تهيه كنندگي است، مثل كارگردان، تهيه كننده/ فيلمنامه نويس، تهيه كننده/  فيلمبردار، تهيه كننده /تدوينگر، تهيه كننده / گريمور، تهيه كننده / هنرپيشه، تهيه كننده / مديرتوليد، تهيه كننده/ سينمادار تهيه كننده/پخش كننده تهيه كننده و الي آخر .

پيامد هاي منفي اين سياست در تشكل هاي صنفي هم رسوخ مي كند به اين معني كه كارگزاراني كه وجه تهيه كنندگي دارند در تشكل هاي صنفي با وجه كارگزاري حاضر مي شوند اما با  گرايش به وجه تهيه كنندگي  - آگاه يا ناخود آگاه سبب تاخير يا مانع احقاق حقوق صنفي كارگزاران  مي شوند. اين پديده قطعا  يكي از موانع اصلي رشد صنفي و احقاق حقوق صنفي در سينماي ايران است (نگاه كنيد به وضعيت نابسامان صنوف در خانه سينما )

با اين توضيحات مي توان گفت هر جا صحبت از سينماي ايران مي شود مقصود سينماي داستاني  است و همين سينما است كه اكنون سينماي ايران را نمايندگي مي كند. سينماي داستاني خود از درون دچار تعارض است چون در آن رشد سرمايه و امنيت كارگزار بهم دوخته نيست اما چون در طول بيست سال تمامي مواهب سينماي ايران را به تنهائي مصرف كرده است برخي از نمايندگان آن به حفظ اين انحصار به شدت علاقمندند و در مقابل هر كوششي براي شكستن  اين انحصار مقاومت مي كنند. اينان يكي از موانع توسعه سينماي ايران اند. البته در شكل گيري سينماي داستاني با اين مشخصات كه پديده اي پيچيده و انحصار طلب است وزارت ارشاد يعني سياستگذار سينماي كشور نقش اول را داشته است. سابقه اين پديده به اوايل انقلاب بر مي گردد كه  سياستگذار مجبور بود براي پاسخ عاجل به نياز تماشاگران سينما كه سر گرمي ديگري نداشتند در همان بستر سنتي سينما به تغير محتواي آن بپردازد و با اين كار بستر سينماي داستاني را تثبيت كرد. اما سياستگذار آن زمان تا حدودي به وظيفه خود در برابر سينماي  ايران هم توجه داشت به همين سبب مركز سينماي مستند و مركز سينماي جوانان ايران را تاسيس كرد. گرچه نام اين دو مركز نشان مي دهد كه سياستگذار تعريف روشني از وجه عام سينما نداشت اما بخشي از بودجه و توجه دولت  را صرف شاخه هاي ديگر سينماي ايران مي كرد. متاسفانه اين توجه توسط سياستگذاران بعدي به جاي  تصحيح و گسترش از ميان رفت و جز مركز سينماي جوانان - كه هنوز فعال اما بين حمايت از تجربه جوانان و توليد حرفه اي سرگردان است - مركز سينماي مستند پس از يك دوره توليد فيلم داستاني بلند اخيرا تعطيل شد. اين دو مركز حتي  نتوانستند تعريفي از موضوع خود در مجموعه سينماي ايران ارائه كنند. و سينماي انيميشن هم كه در غفلت ازلي سياستگذار راه خود را مي جويد.

به هر حال موضوع سينماي ايران و نقش مثبت يا منفي دولت در آن به عنوان سياستگذار بي شك به تماميت نمي رسد مگر آنكه نقش تلويزيون  كشورمان به عنوان عامل دولتي ديگر  بررسي شود. در عرصه سينماي ايران با نهادن تلويزيون در كنار وزارت ارشاد  براي نخستين بار چشم انداز كاملي رسم مي شود كه هم خنده دار و هم تاسف بار است. در اين چشم انداز  وقتي دولت        ( وزارت ارشاد) دروازه هاي كشور را به روي سينماي خارجي مي بندد تا سينماي ايران بتواند روي پاي خود بايستد  تلويزيون همين كشور به عنوان تنها رسانه فراگير داخلي به طور خستگي ناپذير آثار سينماي خارجي يا حادثه اي ترين بخش هاي سينماي غرب را طوري تدوين و پخش مي كند كه تماشاگر تشنه، سينماي كشور خود را فراموش كند. اين در حالي است كه اين جامعه از انعكاس چهره خود محروم و از نمايش ميراث فرهنگي كشور خود بي بهره مانده است و شاهد كودكان خود است كه با دهان باز و چشمان فراخ توسط همين تلويزيون فراگير محو فوتباليستها و اي كي يوسان شده اند.

متاسفانه  معاونت سينمائي هم به عنوان سياستگذار سينمائي كشور وقتي شورايعالي توسعه سينماي ايران را تاسيس مي كند (حثي با گذاشتن يك صندلي خالي به گونه اي نمادين) جائي براي  تلويزيون در نظر نمي گيرد چرا كه تفكر غالب به رونق سينماي ايران گرايش ندارد، پس بديهي است كه از مستند سازان و انيميشن سازان و سازندگان فيلم كوتاه ايران هم اثري نباشد و شورا به تعدادي دست اندركار سينماي داستاني منحصر شود كه به نام سينماي ايران به رونق كار خود مشغولند.

واقعيت اين است كه مناسبات دروني سينماي ما همچون مناسبات دوره ملوك طوايفي است كه هر طايفه گسترش خود را در تضعيف  طايفه ديگر مي بيند و گوئي  از امكان  رشد  پيوسته خود با طوايف ديگر تصوري ندارد.

اما اكنون پس از گذشت صد سال از عمر سينماي ايران بايد ديد  با بهره مندي از حضور مفيد اما محدود دولت در سينما و با حضور متوازن مجموعه صنوف شاخه هاي چهار گانه سينمائي، با جه  ساختاري براي اداره كلان سينماي  كشور، مي توان به رشد اقتصادي، فرهنگي و هنري سينماي ايران ـ به عنوان پديده اي ملي ـ رسيد.

 

ابراهيم مختاري - شهريور 79

-----------------------------------------------------------------

1 نگاه كنيد به دفترچه سياست ها و روش هاي اجرائي سينماي جمهوري اسلامي ايران ص12  اسفند 1376

2-امسال بهاء خدمات لابراتواري و تجهيزات غير سوبسيدي شده است.

3- امسال قرار شده است كه اعضاي صنوف سينمائي ايران  بيمه خدمات درماني شوند.  

اين مقاله در ماهنامه سينمايي فیلم شماره 259 مهر 1379و در روزنامه ایران با عنوان سینمای مستند در بن بست سلیقه ها  شماره 1626.ص 12 در تاریخ 31 شهریور ماه 79 نیز چاپ شده است.

   info@ebrahimmokhtari.com

 Copyright Ebrahim Mokhtari. all rights reserved.