سینمای ایران به بهانه اعتراض اصناف

(بنیاد سینمائی فارابی و اصناف سینمای ایران)

به تازگی کانون کارگردانان سینمای ایران در بیانیه ای اعتراض خود را نسبت به عملکرد بنیاد سینمای فارابی اعلام کرد. در این بیانیه عمدتا به نحوه مدیریت این بنیاد ایراد گرفته شده بود که در جهت سینمای ملی نیست و نسبت به واریز مالیات به صندوق این بنیاد برای کمک به سینمای ایران با مدیریت کنونی اعلام نگرانی کرده بود.

پس از کارگردانان "شورای عالی تهیه کنندگان" در پشتیبانی کارگردانان بیانیه داد و معلوم شد آنان هم با مدیرعامل فارابی مشکل دارند.

پس از آن ها "اتحادیه تهیه گنندگان و توزیع فیلم" بیانیه داد و در اعتراض به مدیریت فارابی و پشتیبانی از کارگردانان نوشت: "متاسفانه مدیران بنیاد سینمائی فارابی..به جای اجرای اصل خصوصی سازی و واگذاری امور به بخش خصوصی..روز به روز سهم این بخش را کاهش می دهند..(و کمک دولت که) می بایست بدون تبعیض و فارغ از هر برخورد گزینشی در اختیار تهیه کنندگان و اهل سینما قرار گیرد..(اما)..بخش عمده تهیه کنندگان به هیچ وجه از شرایط و نحوه پرداخت وام اعطای تسهیلات و حمایت از فیلم ها اطلاع ندارند."

اتحادیه تهیه کنندگان "درخواست تجدیدنظر اساسی و جدی در تمامی ارکان آن بنیاد" را کرد و "از معاونت امور سینمائی و اعضای هیئت امنای فارابی درخواست بررسی کامل عملکرد این بنیاد را با حضور کارشناسان، صاحب نظران، مسئولان خانه سینما و صنوف اصلی" داشت.

غیر از کانون کارگردانان که آنهم روی سخنش با مدیران دولتی سینما بود، هردو نهاد تهیه کنندگی پیشنهاد دادند مشکلاتشان را با حضور مدیریت فارابی، خانه سینما (و معاونت سینمائی) حل و فصل کنند. این پیشنهاد می توانست با حضور معاون سینمائی و خانه سینما دو طرف درگیر را به گفتگو بنشاند و به نتایج مفیدی منجر شود. اما فارابی با احساسی خواندن بیانیه کارگردانان و عده به تماشای نتیجه سیاست های رونق بخش خود در جشنواره فجر داد و اعتنائی هم به دو بیانیه دیگر نکرد.

معاون سینمائی وزارت ارشاد هم که در منازعات سینمائی همواره به درستی میگفت " من میان دو نیرو، با خواست های متضاد ایستاده ام" در این اعتراض ها ابتدا نقش هیئت امنای بنیاد فارابی را در انتخاب مدیرعامل یادآور شد و سپس در کمال ناباوری همه ی معترضان را به "سیاه نمائی" متهم کرد و بی توجه به حجم اعتراض های موجود در گفتگو را با جامعه اصناف سینمای ایران بست.

صرف نظر از این سه بیانیه اخیر، نابسامانی اوضاع، و ناخوشی احوال سینمای ایران - که روز به روز بیشتر از پرده بیرون می افتد - تازگی ندارد. کسی منکر زحمتی که برخی مدیران دولتی در سینما کشیده اند و می کشند نیست. اما حال سینمای ایران خوش نیست. اگر خوش بود این همه گفتگو راجع به این بیمار درنمی گرفت و این همه ملاقات با مقامات سیاسی روی نمی داد.

در این سه بیانیه گرچه به مدیریت فارابی اعتراض شده بود اما اشاره اصلی به ناروشنی  سیاست مدیران در اهدا کمک به عده ای و محروم شدن دیگران از کمک های دولتی/.. (1) است، مسئله ئی که دولت از وقتی با بودجه خود به سینمای ایران پا گذاشت هیچ گاه نخواست آن را روشن کند. در سینما قانونی که مدیران را ملزم کند که شرایط و نحوه توزیع کمک ها، وام ها و یا مشارکت در فیلم ها را اعلام کنند وجود ندارد. اما همین قانون نیز آنان را از این کار منع نکرده است. به عنوان نمونه مدیران ارشاد در دهه شصت سیاست های کلی خود را در دفترچه سیاست ها اعلام می کردند. این روش به جای انکه به تمامی سازمانها و نهادهای دولتی سرایت کند و به شرح جزئیات سیاست ها گسترش یابد توسط مدیران بعدی بساطش بکلی برچیده شد. گرایش عمومی مدیران به خودداری از اعلان عمومی سیاست ها و منتشر نکردن ضوابطی که خود وضع می کنند بوده است و با شوراهای انتصابی که نمایندگان صنفی/تخصصی را به آن ها راه نیست در واقع اراده خود را پیش می برند.

در این میان تنها استثنا صندوقی است که به تازگی تاسیس شده است که میزان کمک – تعداد کمک – تاریخ کمک – شرایط کمک – نام اعضای داوران (که نه فقط انتصابی که با حضور نمایندگان صنف های تخصصی تشکیل می شود) همگی از پیش اعلان عمومی می شود و مبلغ بیست میلیون تومان را بدون دخالت مدیرمربوطه از میان خیل مستندسازان ایرانی به برندگان کمک از این صندوق می پردازد. یعنی تنها بیست میلیون تومان (و تجهیزات و موادخام، مثل دوربین و نگانیو که با تعرفه یارانه ای، طبق ضابطه ای قدیمی) بیرون از نفوذ مدیران در سینمای ایران توزیع می شود. باقی چند ده میلیارد کمک دولت به سینما از ضوابط روشنی برخوردار نیست و همه در روابطی نازل و شائبه برانگیز اسیرند.

فقدان ضابطه باعث می شود که روسا و مدیران روابط عمومی برخی سازمانها و نهادهای دولتی برای دادن امکانات دولتی به برخی سینماگران فرش قرمز پهن کنند و دیگران در همین سینما حتی با خبر نمی شوند که چه حقی دارند.

بررسی عملکرد مدیران دولتی/..در سینمای ایران یک وجه از ساماندهی و نابسامانی سینمای ایران را آشکار می سازد. وجه دیگر مشکل را بررسی نقش " انجمن های صنفی و فرهنگی سینما" آشکار می کند.

همان طور که "دولت" در سینما، در "مدیران دولتی" تجلی یا قابلیت اجرائی می یابد، "ملت" نیز در انجمن های صنفی/ فرهنگی سینما متجلی می شود. این دو طرف ذینفع هنگامی به مشکل برمی خورند پای نهادهای قانونی یا "سیاستمدار" به سینما (به عنوان پدیده ای ملی) باز می شود. جالب این جاست که تا کنون هر وقت صدای نگرانی بخشی از جامعه سینمائی نسبت به اوضاع نابسامان سینما بلند شد "سیاستمداران" به آن پاسخ دادند.

مهاجرانی نخستین وزیری بود که در حمایت از سینمای ایران به خانه سینما آمد. سخنرانی رئیس وقت کانون کارگردانان برای جلب توجه ایشان به سینما با این جمله به پایان رسید:. "جناب وزیر، سینمای ایران را دریابید". انتظار می رفت پس از این سخنرانی مطول، هیئت مدیره خانه سینما پیش نویس خواست های اصناف سینمائی را، پیش چشم جماعت سینمائی به ایشان تقدیم کند و بعد هم پی گیر عملی شدن آن باشد. ولی چنین اتفاقی نیفتاد و هیئت مدیره ایشان را به صرف چای و شیرینی دعوت کرد و بعدا هم کلامی از درخواست عمومی سینماگران منتشر نشد.

در دیدار با رهبری کسی از جامعه اصناف اعلام حضور نکرد. پیش نویسی از سوی خانه سینما ارائه نشد. اصناف می توانستند طرح نظام نوین سینمای ایران را عرضه کنند که لازم الاطاعه بودن تلویزیون و بنیاد مستضعفان/..بخشی از آن باشد. می توانستند در آن جلسه به توضیح منطق طرح خود و ضرورت های اجرائی شدن آن بپردازند. اما سخنان حاضران در این جلسه فقدان توجه در طرح مشکلات اساسی سینمای ایران را نشان می دهد و این فرصت طلائی هم از دست رفت.

و سومین امکان دیدار با رئیس جمهور بود که از هنگامی که طرح شد این زمزمه بلند شد که چرا این قدر دیر؟ چرا نزدیک انتخابات؟ گرچه ایرادها بجا بود اما گوئی همه ی این ها بهانه ای برای پنهان داشتن دست خالی جامعه سینمائی درارائه پیشنهادی راجع به اصلاح اوضاع سینمای ایران بود. چون در این جلسه نیز پیشنهاد مدونی تسلیم نشد و جلسه به آینه ای برای بازتاب اختلافات میان سینماگران و اختلافات میان مدیران دولتی سینما با یکدیگر بدل شد.

سی سال از سینمای پس از انقلاب می گذرد. ما مدعی داشتن سینمائی صدساله هستیم. خانه سینما نزدیک به بیست سال عمر دارد. اما در طول این همه عمر بعید است جامعه اصناف سینمائی نیک وبد نقش دولت (و تلویزیون و..) را در سینما ارزیابی کرده باشند. و یا بعید است پیشنهادی نسبت به اصلاح نقش نهادهای دولتی/.. در سینمای ایران طراحی و تدوین کرده باشد. چنین کاری حتما نشده است. اگر شده بود به آقای مهاجرانی داده می شد. اگر بود تقدیم رهبری می شد و اگر می بود از همان روز اولی که هر رئیس جمهوری بر مسند می نشست به او عرضه و برای عملی شدن آن پی گیری می شد. اکنون زمرمه ای راجع به بنیاد سینمائی فارابی است. اما همان طور که جماعتی نسبت به مدیرعامل فارابی اعتراض دارند، بدیهی است گروهی که از کمک های مدیرعامل برخوردار شده اند در خلوت دعاگوی ایشانند. مدیرعامل فارابی حق دارد فکر کند معترضان، بیرون افتادگان از دایره انتفاع فارابی هستند. بررسی عملکرد مدیرعامل یا به میان کشیدن پای هیئت امنا هم چیزی را روشن نمی کند. چه بسا مدیرعامل و هیئت امنا از روی اساسنامه بنیاد عمل کرده اند.

بسیار نقل می کنند نخستین مدیرعامل فارابی(که از موسسین آن هم بود) گفته بود:"ما به امید "تعطیل"، بنیادسینمائی فارابی را "تاسیس" می کنیم". اما هیچ گاه از سوی اصناف ذینفع سینمای ایران ارزیابی نشده است که فارابی آیا موجب رونق سینمای ایران است و باید گشوده بماند و توسعه یابد یا باعث رکود سینما است و باید کاهش یابد و تعطیل شود.

اکنون زمان مناسبی برای ارزیابی اساسنامه بنیاد است. از طرفی موقعیتی است برای خانه سینما که به انفعال نهادینه شده ی تاریخی خود در عرصه سینما پایان دهد و با دو دهه دیرکرد – به کمک اصناف- به این کار بپردازد و نتیجه را به مدیران ذیربط ارائه دهد. چه بسا این آغازی باشد برای طراحی "نظام نوین سینمای ایران"، که مدیران دولتی/..همه ی ابزار لازم برای انجام چنین کاری را داشتند و انجام ندادند. نظام نوین سینمای ایران اگر به درستی طراحی شود، برای استقرار آن، می توان - صرف نظر از آغاز یا پایان دوره مقامات دولتی - به دیدار وزیر یا رئیس جمهور شتافت، در مجلس را کوفت، به شورای مصلحت نظام رفت و اگر از همه ی اینها پاسخی نیامد سراغ دفتر رهبری راگرفت.

----

1-      هرجا که "مدیردولتی/.." آمده است مقصود مدیران نهادهائی دولتی حکومتی موثر در سینمای ایران است، اعم از وزارت ارشاد، تلویزیون، حوزه هنری بنیاد مستضعفان و..یا دیگر نهادها و سازمانهائی که از طریق کمک بلاعوض یا  مشارکت یا سرمایه گذاری برای ساخت تمامی اثر (مستند، انیمیشن یا داستانی)در سینمای ایران بودجه ای را صرف می کنند.  WWW.EBRAHIMMOKHTARI.COM

 

اين مقاله در 9/8/87 در سايت خبرگزاري ايسنا گذاشته شد و در 10/9/87 در روزنامه هاي امتياز، حيات نو و باني فيلم چاپ شد.­