Home |

 

 

فیلمی سنجیده و شاعرانه

روبرت صافاریان

 گفتار فیلم زعفران به گفتار ادبی و شاعرانه بسیاری از مستندهای ایرانی با موضوعات مشابه، شباهتی ندارد. صدای مرد زعفرانکار، با لهجه خراسانی مراحل مختلف کشت زعفران را برای بیننده شرح می دهد و مهمتر این که با وجود این، فیلم به حس شاعرانه لطیفی آمیخته است.

زعفران فیلم موفقی است چون، اولا تماشاگر را با موضوع فیلم، یعنی کشت زعفران ، خوب آشنا می کند: شخم زدن زمین، بیرون کردن موشهای موذی از زیر خاک به کمک دود اگزوز موتور، آبیاری زمین، تقسیم آب، روئیدن گلهای زعفران، چیدن گلها، باز کردن گلها، خشک کردن کلاله گلها و بالاخره آماده کردن مجدد زمین. یعنی فیلم موضوع آموزشی خود را خوب بازگو می کند، سر و ته دارد و این امتیاز کمی نیست.

ثانیا در همین حد باقی نمی ماند و رابطه حسی و عاطفی موجود میان خانواده زعفرانکار  و کارش را به خوبی القا می کند. زیبایی مزرعه زعفران در اولین سحر گاهی که گلهای زعفران از زمین سربر می آورند، منظره قربانی کردن گوسفند و فرو رفتن خون آن در خاک مزرعه، نی زدن نوازنده ای بر سر سفره باز کردن گلها، استفاده از معماری محلی _معماری کوچه های ده و معماری حیاط خانه ها_ به منظور بازسازی فضای زندگی خانواده زعفرانکار و بالاخره استفاده به جا و بدون زیاده روی از موسیقی محلی، هر یک سهمی در آفرینش حس و حال فیلم دارند.

روی میزانسن و ترکیب بندی نماهای فیلم کاملا کار شده است. یعنی فعالیتهای خانواده زعفرانکار همه بازسازی شده اند، منتها بازیگران نقش خودشان را بازی می کنند. برخی از نماها بسیار طولانی هستند، اما چون دوربین  در آنها حرکت دارد و عموما موضوع را دنبال می کند، یا موضوع در قاب تصویر به ما نزدیک یا از ما دور  می شود، ملال آور نمی شوند، بلکه در خدمت ریتم آرام فیلم قرار می گیرند. نمونه اش نمای شخم زدن زمین در آغاز فیلم و نمای کشتن موشهاست.

اما  با وجود این، زعفران از معایب عمومی فیلمهای مستند ایرانی کاملا مصون نمانده است. برخی از صحنه ها به گونه ای نالازم طولانی اند. مشخص ترین نمونه صحنه ای است که مرد زعفرانکار در جستجوی نیروی کار کمکی برای باز کردن گلها به خانه های مختلف سر می زند. از گشت و گذار  او در ده استفاده شده تا بیننده دریابد در این ده همه به کار زعفرانکاری مشغول اند.  اما مجموعه این قسمت می توانست بسیار مختصرتر برگزار شود. احیانا وسوسه استفاده هر چه بیشتر از نماهایی که با زحمت بسیار گرفته شده اند در این جا عمل کرده است.

فیلم در بجستان خراسان می گذرد، اما از زندگی معاصر نشان چندانی در آن نمی یابیم، مثلا از دشواریهای اقتصادی زعفرانکاران، البته به جز صحنه تعاونی زعفرانکاران و صحنه استفاده از دود اگزوز برای بیرون راندن موشها از زیر خاک مزرعه  و کشتن آنها به وسیله بیل. در این صحنه مظاهر زندگی امروزی، یعنی موتور و تیوبی که از آن برای هدایت دود استفاده می شود چنان به هم آمیخته اند که هیچ گونه  ناهنجاری حس نمی شود. بر عکس، این استفاده ابتکاری از وسیله ای مدرن، نشانگر هوش زعفرانکار ماست.

زندگی خانوادگی زعفرانکار، چنان که در فیلم زعفران تصویر می‌شود، هماهنگی و آمیختگی کار انسان و طبیعت را نشان می‌دهد و مناسبت شرکت فیلم در یک جشنواره فیلمهای زیست محیطی هم قاعدتا همین باید باشد.

 


مجله فیلم شماره 136، بهار 1371،صفحه 29.


info@ebrahimmokhtari.com
 

 Copyright Ebrahim Mokhtari. all rights reserved.